تبلیغات شما اینجا
بستن تبلیغات [X]
نترسیم
نترسیم
2015-07-22
 

آقای رئیس کولکافیس!

 

کولکافیس نام پرنده‌ای‌ست کوچک‌جثه  که ظاهری بسیار زیبا و  صدایی خوش دارد این پرنده‌  از حشرات تغذیه می‌کند کولکافیس شکار خود را در میان پنجه‌های خود به حدی می‌فشارد که لِه شده و جان بدهد و آن را به آشیانه‌اش برده و با فرزند یا فرزندانش میل می‌کند. این پرنده از انواع پرندگانِ پروازی بوده و در حفره‌ی درختان زندگی می‌کند اما ایده‌آل‌ترین موقعیت برای زندگی این پرندگان حفره‌ی درختانی است که توسط طوفان یا رعدوبرق از بالا شکسته‌ و دسترسی به آنها را سخت و متعاقبن امنیتشان را افزایش می‌دهد. این پرنده را ما با نام چرخ‌ریسَک نیز می‌شناسیم که البته انواع و اقسام متفاوتی دارد اما این نوع خاص مدنظر ما که در مناطق شمالی کشور «کولکافیس» نام‌گذاری شده داری یک خاصیت ویژه و متمایز از سایر هم‌سانان خود است؛ این پرنده به رغم زیبایی ظاهری همواره بوی تعفن می‌دهد به شکلی که هیچ انسانی برای آنها و محل زندگی‌شان مزاحمتی محسوب نمی‌شود. بوی تعفن این پرنده‌ی در ظاهر زیبا آن را در ادبیات شمال صاحب جایگاهی منحصربه‌فرد کرده‌است چندان که مردمان آن خِطه، در هنگام آمدن اشخاص مزاحم می‌گویند: «کولکافیس به‌مه» یعنی کولکافیس آمد.

گاهی با دقت در شخصیت برخی روئسا و مدیران وجوه مشترکی میان آنان و این پرنده خودنمایی می‌کند که در زیر به این اشتراک‌های محرز اشاره می‌کنیم؛


یکم_ کولکافیس همچون آن‌دست از روئسا و مدیران داری ظاهری پسندیده است؛ کت و شلوار شیک و ادکلن زده ساعت و انگشتری مناسب و کفش‌های واکس زده آقایان رئیس را می‌توان با پر و بال زیبای این پرنده قیاس کرد.


دوم_ این پرندگانِ زیبا بسیار فرزندمحور هستند و غذای خود را صرفن در اختیار فرزند خود می‌گذارند؛ همچون رئیس و مدیران مورد نظری که فرزندشان با بهره‌گرفتن از رانت آنها به امور اقتصادی روی آورده و به نوعی دلال یا نماینده‌ی اقتصادی پدر در خارج از محل کار شناخته می‌شوند. برخی از این فرزندان بی‌سواد یا کم سواد هستند که صرفن به امورد ساخت و ساز و دلالی ماشین، زمین و خانه مشغول هستند و اندک موارد تحصیلکرده‌ی ایشان ، به لطف پدر و با نفوذ بیشتر در ادارات به کارهای مرتبط با تحصیلاتشان در حیطه‌ی حکمرانی پدر  مشغول می‌شوند.


سوم_علاقه‌ی آن پرندگان به زندگی در اوج، نیز وجه مشترک دیگری‌ست میان آنها و آقایان رئیس و مسئول، که نیاز به توضیح بیشتر نمی‌بینم.


چهارم_ نکته‌ی بعدی و مهم اینکه ((بویِ تعفنِ موجود در بدن کولکافیس))_که در بالا به آن اشاره کردیم_نیز تداعی کننده‌ی شخصیت برخی از روئسای خوش ظاهر و بد باطن است؛ آنهایی که در ظاهر مدافع حقوق مردم و احترام به شهروندان هستند و گهگاهی ارباب رجوع را جهت اقامه‌ی نماز  یکساعت پشت در اتاقشان نگه‌می‌دارند؛ اما در عمل و رفتارهای پشت‌پرده‌شان از کوچکترین فرصت‌ها به نحو اولیٰ جهت برآورده کردن مطامع حقیر دنیوی‌شان بهره می‌برند. آن عده از مسئولینی که دادِ «علی(ع)‌»وار زیستن را در دهان دارند اما چراغ منزلشان با خونِ دل شهروندان، همکاران و سرمایه‌دارانِ گاهن مظلوم روشن است  آنهایی که در ظاهر و جهت فریب افکارعمومی، «حضرت‌محمد(ص) و احترام او به منتقدانش» را در سخنرانی‌ها و روضه‌خوانی‌ها فریاد سرمی‌دهند اما در پرده  از هر امکان و شرایطی جهت شکستن و تخریب منتقدانشان بهره می‌برند آنهایی که ریاکارانه به دوستان و همکاران عرض احترام و ادب می‌کنند اما با کوچکترین چالشی، زبان به  تهمت، توهین و دروغ بستن به مخالفان و خانواده‌ی آنها  می‌گشایند. این‌ها همان مسئولینی هستند که اگر اندک تأملی در زیست آنها داشته‌باشیم درمیابیم که به دلیل رویکردی ناثواب، دچار مشکلاتی جدی و غیرقابل بیان هستند به شکلی که بوی تعفن آن چون کلکافیس باعث آزار اطرافیان است.


آخر_ و وجه تشابه پایانی آنها اینکه؛ هر دوی این موجودات در عملی همسان، غذای خود را می‌فشارند تا جان بدهد؛ با این توضیح که اگر پای آن دست از مسئولین به پرونده‌ی خوش«لِفت و لیس»ی باز شود  تا آن پرونده و مالک آن را نچلانند و از آن «آب» برای خود، فرزند و دوستانشان «کَره»ی مفصلی نگیرند و مالک و سیستم تحت مدیریت خود را در این فرآیند لِه نکنند، دست بردار نخواهند بود. در بیشتر مواقع و پس از پایان دوره‌ی مسئولیت اینگونه از رئیس و مدیران، ویرانه‌ای بیش برای رئیس بعدی برجای نمی‌ماند.

باری! کولکافیس پرنده‌ای است زیبا که شاید اگر بدن او ”متعفن” نبود اکنون در هر پرنده‌فروشی و قفسی یکی از آنها یافت می‌شد. ‌اما بوی تعفن آنها به نوعی برگ برنده‌ی این حیوانِ زیبا و خوش الحان در جهت رهایی از‌ دستان ویرانگر بشر است؛


اما بوی تعفنِ تخلفات شما چطور آقای رئیس دلیل آن چیست؟

 
 



برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 458 ،
 

دکتر Q

 

سال‌ها پیش دوستی داشتم به اسم کیومرث که صداش می‌کردیم ((کیو Q)) کیومرث فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد رشته‌ی مدیریت دانشگاه تهران و انگلیشِش هم بسیار روان و عالی  بود. ایشون عهده‌دار بخش مهمی از مخابرات استان تهران واقع در میدان امام‌خمینی تهران  بود. و اما داستانی از کیو؛
در آن سال‌هایی که احمدرضاعابدزاده دروازه‌بان اول کشورمان بود روزی برای انجام کاری به مخابرات استان مراجعه می‌کند و او را هدایت می‌کنند به اتاقِ دوستِ ما؛جناب کیو!

دروازبان اول تیم‌ملی، وارد اتاق که می‌شه، کیو بهش می‌گه: ((چقدر چهرتون برای من آشناست قربان!)) عابدزاده که اونروزها عکسِ یکِ همه‌ی نشریات و بیلبوردهای تبلیغاتی بوده، عینک‌ آفتابی‌شو برمی‌داره و می‌گه:((حالا چطور!؟ حالا بنده را شناختید آقا!؟)) کیو می‌گه:((پسر!! چِهرَت چقدر آشناست، اسلامشهر مدرسه‌ی شهیداصغری درس‌ نمی‌خوندی؛ جانِ من راستشو بگو!؟)) عابدزاده عصبانی می‌شه می‌گه: ((نه!!! عزیزم، من احمد رضا عابدزاده هستم! دروازه‌بان تیم ملی)) بعد جناب ِکیو به جای عذرخواهی از ایشون، به نظرتون چه کار می‌کنه!؟.....!
می‌گه: به‌به عقاب آسیا! چندلحظه تشریف داشته باشید الان برمی‌گردم. و بدوبدو می‌ره اداره‌ی روابط عمومیشون به عکاسشون می‌گه بیا از من و عابدزاده یک عکسِ یادگاری بنداز!!! ......! واقعن چهره‌ی عابدزاده در اون لحظات دیدنی بوده...! خلاصه که میان عکس می‌اندازند و تمام.

کیومرث الان دکتر شده و ما صداش می‌زنیم «دکتر کیو» اما مدرک، توفیری در هوش و ذکاوتش نداشته.
منظور اینکه شعور، فهم و درک به تحصیلات ارتباطی نداره!!! حالا فکرش رو بکن کیو دروغگو و لوده هم باشه  و مهمتر اینکه ابزار دست یکسری کلاه‌بردار هم شده باشه، چه شود....!؟
نه!  فکرشو هم نکنیم بهتره... به هرحال از این «کیو»های تحصیلکرده‌ی بی‌خاصیت اما مدعی، تو دنیا کم نداریم!

 

 



برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 389 ،
 

فرماندار و معاون استاندار اگر غش در کارشان نباشد؛


         سلب عضویت و انحلال ترسی ندارد

 

ابتدا خبری را که در سایت‌های معتبری چون ایسنا نیز آمده بخوانید و در پایان آن نکته‌ای آورده‌ام که از نظرتان خواهدگذشت.
به گزارش فرارو_ مدیرکل دفتر شهری و شوراهای استانداری کرمانشاه از بررسی پرونده دریافت وام از سوی 14 نفر از اعضای شورای شهر کرمانشاه در جلسه آینده هیات حل اختلاف خبر داد و گفت: چنانچه تخلف اعضا در این زمینه محرز شود می‌تواند به انحلال شورا منجر شود.
فخری افزود: هر چند که این اعضا بعد از حکم هیات مرکزی می‌توانند اعتراض خود را از طریق دیوان عدالت اداری نیز پیگیری کنند، اما با رای هیات مرکزی حل‌اختلاف دیگر اجازه حضور در شورا را نخواهند داشت.
فخری در خصوص اتهامات این سه عضو شورای شهر کرمانشاه اظهار کرد: دو نفر از این اعضا کارمند شهرداری بودند که باید بر اساس قانون پیش از ورود به شورا از شغل خود استعفا می‌دادند که این افراد تنها از سمت خود استعفا داده و در شغل خود مانده‌اند.
وی با بیان این‌که این دو عضو از دو محل شهرداری و شورای شهر حقوق دریافت کرده‌اند، گفت: این افراد تمام حقوق دریافتی خود از شهرداری را در سال 1393 به شهرداری عودت داده‌اند.
فخری در خصوص تخلف دیگر عضو شورا نیز اظهار کرد: بر اساس قانون بستگان درجه یک اعضای شورای شهر نباید انعقاد قراردادی با شهرداری داشته باشند. وی با بیان این‌که پسر این عضو شورای شهر در شهرداری از سال 1385 استخدام شده است، اظهار کرد: با توجه به این‌که قرارداد پسر این عضو شورا هر سال تکرار شده و در سال 1393 که این فرد عضو شورا شده قرارداد جدید پسر ایشان منعقد شده، این امر موجب شد تا هیات حل اختلاف حکم به سلب عضویت ایشان دهد.
مدیرکل دفتر شهری و شوراهای استانداری کرمانشاه با بیان اینکه 14 نفر عضو شورا وام مضاربه‌ای با سود 15 درصد از بانک صادرات دریافت کرده‌اند که در آن بانک حسابی متعلق به شهرداری وجود داشته است، خاطرنشان کرد: این امر موجب شده تا در جلسه آینده هیات حل اختلاف این موضوع بررسی شود. فخری خاطرنشان کرد: چنانچه تخلف اعضای شورای شهر در دریافت این وام محرز شود احتمال انحلال شورای شهر وجود دارد.

و اما نکته آنکه بسیاری از موارد فوق که موجبات طرح سلب عضویت اعضای شورای‌شهرکرمانشاه را به جد فراهم آورده است در شهرهای دیگری از کشور نیز به وفور یافت می‌شود از آنجمله؛
۱_عقد و تمدید قرارداد فی‌مابین برادر، فرزندِ دختر و یا پسر اعضاشورای‌شهری با شهرداری همان شهر از مواردی است که در برخی از شهرهای دیگر نیز به وضوح قابل مشاهده است؛ در مواردی حتی  به دلیل ضعف دستگاههای نظارتی، اعضای‌شورای‌شهر ضمن عقدقراردادهایی از آن دست، با اعمال فشار اعضای درجه یک خانواده‌ی خود را در سمت مدیر و معاون مناطق شهرداری گمارده‌اند. در موردی حتی ریاست یک شورا فرزند، برادرزاده‌ها و سایر اقوام درجه‌ی یک و دو خود را در پست‌های کلیدی نشانده است.

۲_دریافت حقوق و عدم استعفای پیش از موعد مقرر جهت کاندیداتوری توسط اعضایی از شورای برخی شهرها؛ البته شاید سندسازی‌هایی در راستای اخفای چنین تخلفاتی صورت گرفته باشد و یا اینکه چنین متخلفانی مورد حمایت اشخاص مؤثر شهرشان باشند اما با اندکی تأمل و دقت می‌توان به تخلف آنها پی‌برد و آن را مورد پیگرد قرار داد.

۳_ساخت و سازهای خلاف(تخلفات ساختمانی) برخی از اعضای شورا و فرزندانشان و حمایت از متخلفین ساختمانی با حضور بر سر پروژه‌ی آنها و یا با تماسی سفارشی با پلیس‌های ساختمان‌، ۲مورد مشابه است که به راحتی قابل اثبات هستند تنها کافی‌ست ادارات نظارتی معاونان خدمات‌شهر مناطق و مسئولین پلیس ساختمان را مورد پرسش قراردهند تا با بخش عمده‌ای از تخلفات‌ساختمانی هدایت شده مواجه شوند.

به موارد فوق می‌توان موارد دیگری همچون دلالی در پرونده‌ها توسط رئیس‌شورای‌شهر و فرزندان آنها در تعداد معدودی از شهرها و رایزنی و هدایت لوایح و طرح‌های مسئله دار به صحن علنی شورا و .... را نیز افزود. اما چرا در تعدادی از شهرها همچون کرمانشاه  با چنین تخلفاتی برخورد صورت می‌گیرد و در برخی دیگر هیچ برخوردی به وقوع نمی‌پیوند؟! شاید مهمترین علت آن ناشی از سلامت نفس و شهامت فرماندار کرمانشاه باشد؛ و تحقیقن اگر فرزند فرماندار کرمانشاه هم  در محل تحت مدیریت پدر خود کارشناس کمیسیون ماده۱۰۰ بود و اعضای‌شورای‌‌شهر نیز جهت کاسه‌لیسی و خودشیرینی پرونده‌های با متراژ‌های وسیع را در اختیار فرزند جناب فرماندار قرار می‌دادند، او نیز امروز شهامت برخورد با متخلفان را نمی‌داشت.
نیک بدانیم که از «ادعای سلامت و شهامت داشتن» تا «عمل به آن» فاصله‌ای بس شگرف وجود دارد. ماسک، کاور و ژستِ سلامت بر خود گرفتن تنها بار گناه را به ریا می‌افزاید ونه کسی فریب نخواهد خورد جز شخص فرمانداری که دچار به تخلف است.

 
 



برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 431 ،
 

سکوت پهلوانان پنبه‌ای؛


با فرماندار و فرزند او عهد اخوت دارید؟!

 

کانون همبستگی فارغ‌التحصیلان که خودرا یک تشکل اصلاح‌طلب می‌داند و در ارتباط با تجاوز اعراب به نوجوانان ایرانی، توافق هسته‌ای، شکستن پای جان کری و موارد بین‌الملی بیانیه صادر می‌کند، در هنگامه‌ی فعالیت احمدرئیسی به عنوان شهردار در اسلامشهر بیانیه‌ای در حمایت از وی و در نقد شورای‌شهر صادر نمود که حاوی نکاتی عوامفریبانه بود که در همان برهه نقدی بر آن نوشته و از سوی آنها با  جوابیه‌ای تهی از استدلال مواجه شدم که آن بیانیه نیز در  وبلاگ فیلتر شده‌ام «ترسیم» درج شد.
منظور از اشاره به موضوع فوق بیان نکاتی کوتاه در پیوند با آن مجموعه‌ی منفعل است؛

یکم_ ارتباط آن تشکل با احمدرئیسی ارتباطی دوسویه و بسیار خوب بود به همین دلیل آنها در عملی منفعت‌محورانه چشم بر تمامی اشتباهات شهردار سابق بستند. آنها در بیانیه‌ی پیشین‌شان بر کلیدواژه‌ی «عهد اخوت» نداشتن با هیچ مسئولی بسیار اصرار و تاکید داشتند اما زمان، مشت پوچ آنها را گشود و مخاطبان دریافتند که کانون فارغ‌التحصیلان در پی نمدی‌ست جهت ساختن کلاهی شیک تا آن را بر سر خود و مخاطبانش بگذارد.

دوم_ پنداری «عهد اخوت» کانونی‌ها نه تنها با شهردار پیشین بلکه با فرماندار فعلی عمیق‌تر بوده که همواره با سکوتی‌فعال سرپوش بر آن بخش منفی از عملکرد وی می‌گذاشتند؛
از «عدم وفای به عهدهای جناب امیراله‌حقیقی در پاسخگویی به خبرنگاران» گرفته تا «بی‌توجهی ایشان به انتقادات و عدم اصلاح ایرادات وارده در موضوعات منتشره از سوی خبرنگاران» و نیز «انتصاب بخشدارانی با علامت سوال‌هایی بسیار در پیرامونشان» و نیز «فیلتر وبلاگ ترسیم و بازداشت خبرنگاری منتقد» و نیز  «به کار گماردن فرزند جوان جناب فرماندار در کمیسیون ماده۱۰۰ به عنوان کارشناس خبره و ارائه پرونده‌ی تخلفات به ایشان» و دیگر موضوعاتی که در این مجال نمی‌گنجد؛ این‌ها همه اما هرگز و ابدن باعث نشد تا کانون فارغ‌التحصیلان سر از لاک مصلحت‌اندیشی و منفعت‌طلبی خود بیرون آورده و بیانیه یا اعتراضی رسا از خویش بروز دهد.

سوم_ اصولگرایان هرگز ادای دموکراتیک بودن بر خود نمی‌گیرند اما در هشت سال دوره‌ی ریاست‌جمهوری ِ تلخ و مخرب احمدی‌نژاد هرگز فرمانداران وی چنین فضای بسته‌ای را برای منتقدان خویش ایجاد نکرده و اگر شکایتی نیز از خبرنگاری صورت گرفت کاملن شفاف بود و هیچ مدیری بارِ مسئولیت به زمین کوفتن منتقدان خود را بر دوش سایر ادارات امنیتی و نظارتی نمی‌گذاشت! اما ادعای دموکراسی‌محوری در مجموع اصلاح‌طلبان هماره گوش فلک را کر کرده و اما شوربختانه در زمان اجرای آن به جای کمک به رشد و شادابی رکن چهارم دموکراسی، برخی از فرمانداران دولت تدبیروامید کلنگ بر دست گرفته و کمر رکن چهارم دموکراسی را هدف قرار می‌دهند و متاسفانه در پی این آسیب،  مجموعه‌ی فعالین مدعی اصلاح‌طلبی نیز در عملی «ساکت»، فرمانداران را همراهی می‌کنند. البته گاهی و دقیقن در مواقعی که همه‌ی شهر خواب هستند و هیچگونه خطری منافع ایشان را تهدید نمی‌کند آنها در اتاق خوابشان به تنهایی و در اعتراض به اشتباهات مسئولین تحصن می‌کنند.

آخر_ هفت سال پیش در برهه‌ای که  مدعیان اصلاحات «ماست‌های خویش را کیسه کرده بودند» و جهت حفظ منافع  گوشه‌ی عافیت گزیده بودند و در چنین روزی در یادداشتی در نشریه‌ی «پیام»  و خطاب به «سروری»نماینده‌ی احمدی‌نژادی مجلس نوشتم که «داد زدن در دفترتان فقط گلوی شمارا می‌آزارد اگر حرفی در دفاع از خود دارید در تریبونی بگویید که شنوندگانی آگاه داشته باشد» گویا پای منافع که در میان باشد «چپ و راست» توفیری با یکدیگر ندارند  امروز و در دوره‌ی قدرت گرفتن اصلاح‌طلبان نیز «در بر همان پاشنه می‌چرخد» و اینبار اما مخاطب نوشتارم کانونی‌های عزیز هستند؛
یا ژست قهرمانان، در آوردگاه بی‌پهلوان را بر خود نگیرید و یا  اگرنه، پهلوانی از نوع پنبه‌ای آن_حداقل_ باشید.

اللّه‌یارمان‌باد

 
 



برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 442 ،
2015-08-01
 

 

عدم دعوت از خبرنگاران منتقد در جلسه‌ی نشست با رئیس‌جمهور؛

 

ترس  یا تدبیر

 

بر اساس اخبار منتشره احتمالن تا چندروز دیگر رئیس‌جمهور سفری کوتاه و چندین ساعته به اسلامشهر خواهند داشت. تفاوت این سفر با سفر احمدی‌نژاد در این است که در سفر ایشان ۱۷۲۵ طرح به تصویب نخواهد رسید؛ احمدی‌نژاد در دو دوره حضور خود در اسلامشهر چندصد طرح جهت اجرا در اسلامشهر به تصویب رساند که اجمالن یکی از آنها هم به شکل کامل اجرا نشد به طور مثال: جهت رفاه و رفع نیاز جوانان روستای «بهرام آباد» ورزشگاهی به تصویب احمدی‌نژاد و هیئت همراه رسید و فقط دیوارکشی آن، آنهم در حالتی نیمه کاره انجام و رها شد و ”طرح چهاربانده شدن جاده‌ی احمدآباد” دیگر طرحی بود که بخش روشنایی آن هرگز در دستورکار قرار نگرفت. چهاربانده شدن و متعاقب آن افزایش حجم تردد و تاریکی مطلق بخش عمده‌ی آن جاده در شب‌ها خطر را برای رانندگان ناآشنا دوچندان کرده است. این‌ها جمیع دستاورد «دولت‌پاکدستان» از درآمد فروش بی‌سابقه‌ی نفت در هشت سال حکومت ایشان و برای اسلامشهر بود. آنها تنها بخشی از نفتی که قراربود بر سرسفره‌های مردم بیاورند را مالاندند به جاده‌ی احمدآباد و باقی آن شاید نصیب امثال بقایی و محمدرضارحیمی یارانِ در زندانِ او شد.
باری! در آن هنگام غلامحسین آرام فرماندار اسلامشهر بود و برخی از خبرنگاران را به دلیل غیرهمسو بودن و نقد بر دولت و فرماندارانش، در لیستی قرمزرنگ  قرارداده و آنها را هرگز به جلسات دعوت نمی‌کردند. پس از روی کارآمدن دولت تدبیروامید مترصد پایان آن روزها و شروع روزهایی روشن بودیم اما گویا عطر تدبیروامیدِ دولتِ روحانی به مشام مسئولانِ محترم فرمانداری اسلامشهر نرسیده است؛
حدودن بیش از ده روز پیش همکاری که سالهاست کار خبری را رها کرده دیدم که گفت: «از دفتر معاونت سیاسی فرمانداری با بنده تماس گرفته و اسم و اطلاعاتم را جهت دیدارخبری_احتمالی_ با رئیس‌جمهور ثبت کردند، آیا شما را نیز دعوت کرده‌اند؟!)) گفتم که: خیر ! اما احتمالن به زودی دعوت خواهند کرد. زمان گذشت و این اتفاق برای بنده و تنی‌چند از خبرنگاران که مستقل و  منتقدهستند نیفتاد. به عبارتی وضعیت_حداقل_بنده در دولت جدید نیز همچنان در شرایطی قرمز قرار دارد البته جناب فرماندار علی‌رغم «حرف»ی که در بدو حضورشان زدند هرگز نشست‌های شفاف و حتا سالانه نیز با خبرنگاران نداشتند و شرایط نیبز جهت دعوت از بنده فراهم نبوده و در تنها نشست مهم دوران کاری ایشان نیز بنده در لیست مدعوین نبوده‌ام.
حال سوال این است «حضور من و امثال بنده چه خطری برای فرماندار و مجموعه‌ی ایشان محسوب می‌شود؛ اگر فرماندار حسابی پاک دارد چرا امکان محاسبه را فراهم نمی‌آورد!؟»
امیدوارم رئیس‌جمهور سفری سلامت و با خاطره‌ای خوب از اسلامشهر داشته‌باشند و افرادی که امکان حضور و صحبت با ایشان را دارند معضلاتی چون مقوله‌ی فرسایشی مترو، روشنایی جاده‌ی احمدآباد و ساخت یک بیمارستان مجهز را از ایشان پی‌جو باشند.

جناب فرماندار محترم بدانند که  مخاطبان در انتظار تکذیبه‌ یا جوابیه‌ی ایشان در پیوند با حضورفرزندشان در کمیسیون ماده۱۰۰ شهرداری‌اسلامشهر با سمت کارشناس خبره هستند.

 
 



برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 413 ،
 

حرکت فرماندار روی ریل دولت‌ پاک‌دستان!!!

 

 یکی از موارد مورد نقد اصلاح‌طلبان و مجموعه‌ی کارگزاران در هشت سال دولت پاکدست! احمدی‌نژاد مربوط به هزینه‌ی سرسام‌آور دولت هشتم و نهم در سفرهای استانی بود. البته که ایراد وارده، بجا و سازگار با شعارهای پوپولیستی(عوام‌فریبانه) دولت وقت نبود. در دولت تدبیروامید اما همواره دقت شده‌است که در سفرهای رئیس‌جمهور هزینه‌ها به صورت حداقلی انجام پذیرد؛ در مواقعی اما برخی فرمانداران بدون توجه به سیاست‌های دولت و در جهت_شاید_ خودنمایی دست به اموری غیرهمسو با منویات رئیس‌جمهور زده و متعاقبن موجب تخریب چهره‌ی دولت در آن شهر یا شهرستان می‌شوند. از آنجمله فرمانداران می‌توان اشاره داشت به فرماندار محترم اسلامشهر که با درخواست تأمین مالی از برخی نهادها همچون شهرداری‌ها، اصناف، بخش‌های خصوصی و برخی اشخاص، هزینه کردی چندصدمیلیون تومانی که بخشی از آن متعلق به بیت‌المال می‌باشد را در دستورکار قرار داده‌است. از ظن آگاهان و متخصصان برگزاری چنین مراسماتی و در شکل اولیٰ می‌توان مراسمی با آن حجم و کیفیت را حداکثر با چند ده میلیون تومان یا دستِ پُر با مبلغی نزدیک به یکصد میلیون تومان برگزار کرد.
حال سوالاتمان از مجریان آن برنامه این است که؛


۱_ آیا پس از رفتن رئیس‌جمهور ، ریز هزینه‌کرد آن مراسم را در اختیار افکارعمومی قرار خواهید داد!؟ اگر نه دلایل سکرت (پنهانی) ماندن آن اطلاعات را برشمرید!؟
۲_ در صورتی که پس از اتمام مراسم استقبال از رئیس‌جمهور، بخشی از مبالغ دریافتی باقی بماند آیا تدبیری در جهت بازگرداندن آن به صاحبان پول اندیشیده شده؟ اگر نه چرا تدبیری در این راستا در برنامه‌ی فرمانداری گنجانده نشده‌است؛ و آیای دیگر آنکه باقی‌مانده آن مبالغ در اختیار چه‌شخص یا اشخاصی قرارخواهد گرفت!؟
۳_ در آخر اینکه آیا جناب فرماندار با چنین رویکردِ پرهزینه‌ای، در مسیری  حرکت نکرده‌اند که ریل‌های آن توسط دولت  پیشین گذاشته‌شده‌است!؟

 

همچنان افکارعمومی منتظر رفع ابهام فعالیت‌های آقازاده‌ی جناب فرماندار در کمیسیون ماده۱۰۰ شهرداری‌اسلامشهر هستند باشد که امیراله‌حقیقی در عملی اصلاح‌طلبانه و در جهت تنویر افکارعمومی توضیحات لازم  در پیوند با ((فعالیت‌های فرزندشان، دلایل عدم دعوت از خبرنگاران منتقد در نشست با دکترروحانی و مبالغ دریافتی در ارتباط با هزینه‌ی سفر رئیس‌جمهور)) را ارائه کنند.

 

اللّه‌یارمان باد

 
 



برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 390 ،
 

بدون تیتر

انجام هماهنگی‌های لازم در جهت حضور رئیس‌جمهور قالب مسئولان از جمله فرماندار را مشغول به خود کرده‌است. از همین رو تا روز شنبه هفدهم مردادماه منتظر پاسخ امیراله‌حقیقی به سوالاتمان می‌مانیم و انتظار می‌رود که ایشان اگر اندکی حتی به اصول اصلاحات پایبند هستند پاسخگوی رسانه به عنوان نماینده‌ی افکارعمومی باشند. اما در صورت عدم پاسخگویی ایشان در یادداشتی علل این سکوت را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

 
 



برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 408 ،
 

نقد و  منتقد زیر گیوتین فرماندار؛

امیراله‌حقیقی استعفا بدهد

 

مهلا محمدپور_یکی از‌مهم ترین وقایع در تاریخ غرب انقلاب بزرگ فرانسه است.برجسته ترین نظریه پردازان علوم اجتماعی انقلاب فرانسه را یکی از موثرترین عوامل در جریان تاریخ کشورهای غربی بعد از رنسانس ذکر کرده اند که بر تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی غرب  تاثیر گذاشته است.
انقلاب فرانسه با امیدها و آرزوهای بلندی آغاز شد، اما به نظرمی رسد فرجام نیکی نداشته است، می توان برای این بی سرانجامی دلایل گوناگونی را برشمرد، یکی از این دلایل  را میتوان در عملکرد برخی از انقلابیون  دنبال کرد، عده ای از انقلابیون فرانسه به نام دفاع از انقلاب با به راه انداختن موجی از کشتارها و تصفیه های خونین چنان وحشت هول آوری در دل ها بوجود آوردند که بعد از گذشت ان ایام،دلبستگی بسیاری از اندیشمندان و مردم عامی از هر گونه انقلابی به کاستی گراید.
افراطیون با استفاده از ابزاری به نام گیوتین سرتاسر فرانسه را غرق در خون کردن  کوچکترین ظن به هر شخصی برای اعدامش کافی بود، دوره ای که در انقلاب فرانسه آن را دوره وحشت نام نهاده‌ند.
دوره ای که گیوتین منطق اول و آخر آن بود.
از این ماجرای تاریخی درس های درخوری میتوان گرفت که به کار امروز جامعه ما بیاید، اکنون پس از قریب دو سال از انتخاب دکتر روحانی از طرف مردم به عنوان  رئیس جمهور منتخب ایران که با امید ها و آرزوهای بلندی شکل گرفت سپری شده است  و اراده ی معطوف به تغییر که در اذهان مردم شکل گرفته بود آن حادثه خجسته را رقم زد. مردم خواهان تغییر وضع موجودشان بودن وضعی که یکی از علت های اصلی آن به تصدی سمت های مدیریتی در سطوح مختلف توسط اشخاصی فاقد صلاحیت های علمی و تجربی مربوط میشد بر همین مبنا با تغییر  رئیس دولت انتظار میرفت که بساط این سوء مدیریت ها برچیده شود و افرادی آگاه و دلسوز زمام امور را به دست گیرند.
اما متاسفانه گویا نسیم تدبیر و اعتدال گذرش بر شهر ما نیفتاده است و در همچنان بر همان پاشنه میچرخد و گویا عالی ترین نماینده دولت در شهرستان عهد اخوتی کهن و پنهانی با رایحه خوشی ها دارد و از این روست که هنوز ضرب آهنگ  تدبیر به گوشش نرسیده.
امیر اله حقیقی فرماندار فعلی اسلامشهر به عنوان نماینده دولت دکتر روحانی به شهرستان اسلامشهر گسیل شد تا بلکه ملالت ها و مرارت های مردم سخت کوش و دلیر اسلامشهر را که زیر یوغ بی تدبیری و بی کفایتی برخی مدیران سابق  کمر خم کرده بودند، راست کند و  پیام رسان تدبیر و امید دولت فخیمه حسن روحانی باشد. اما افسوس و هزاران افسوس که امیر اله حقیقی با نام دولت تدبیر  و امید آمد ولی با عملکردش طی این مدت نشان داد که  نه تدیبر می‌داند و نه ذره ای امید به او می‌شود داشت.
خوب است که جناب فرماندار عملکرد خود را قبل از حضور دکتر روحانی به اطلاع عموم مردم برساند تا مردم در مقابل رئیس‌جمهور محترم، ایشان را قضاوت کنند. تمامی اصحاب رسانه را به عنوان نماینده افکار عمومی به جلسه ای دعوت کند  و گزارش عمکردش را ارائه کند. اما امیر اله حقیقی اینکار را نخواهدکرد چرا که خوب میداند چه دست گلی در این شهر به آب داده است؛
حقیقی از چه چیز وحشت دارد؟
از مطرح شدن سوالاتی مانند چگونگی فعالیت فرزندش در کمیسیون ماده صد شهرداری در سمت کارشناس یا از لاف های گزافی که برای عمران و آبادی شهر می‌زد یا چشم بستن بر تخلفات برخی از اعضای شورای شهر.  هراس برای چیست جناب فرماندار؟ 
چرا خبرنگاران  منتقدتان را به جلسه حضور دکتر روحانی دعوت نکرده‌اید؟
آقا امیراله! دوره تخریب منتقدین به سر آمده، تیغه ی گیوتین شما زنگ زده و فرسوده شده است، دست از آزار منتقدین عملکردتان بردارید، اصحاب رسانه را نرنجانید.
شما که یا به دل نمی‌خواهید یا  اینکه فاقد توانایی همراهی با دولت هستید، از پستتان استعفاء کنید. استعفای شما یک مطالبه‌ی فراگیر است که کمتر کسی شهامت بیان آن را دارد. مردم اسلامشهر را از دولت تدبیر و امید، نا امید نکنید!

 
 



برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 427 ،
راه ارتباط مردمی با

رئیس‌جمهور محترم

دکترروحانی شماره‌ی ۱۱۱ می‌باشد؛

 

انتقادات خود از فرماندار، سایر مسئولان ادارات و نیازهای شهرمان را در تماس با این شماره بیان کنید.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 430 ،
راه ارتباط مردمی با

رئیس‌جمهور محترم

دکترروحانی شماره‌ی ۱۱۱ می‌باشد؛

 

انتقادات خود از فرماندار، سایر مسئولان ادارات و نیازهای شهرمان را در تماس با این شماره بیان کنید.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 420 ،






آمار وبلاگ
  • کل بازدید : 12697
  • بازدید امروز :4
  • بازدید دیروز : 4
  • بازدید این هفته : 19
  • بازدید این ماه : 64
  • تعداد نظرات : 3
  • تعداد کل پست ها : 10
  • افراد آنلاین : 1
امکانات جانبی
بالای صفحه